onsdag 26 maj 2021

آیریک آقایی چقوش به دختری به نام لنا گفت.


 Ayrik Aghaee Aghoosh erzählte einem Mädchen namens Lena

 Ayrik Aghaee Aghoosh erzählte einem Mädchen namens Lena.

Ayrik, ich habe in der Regel 4 mal am Tag Sex mit meiner Stiefmutter, meine Stiefmutter Zohreh Chamanara liebt Sex.Ich ficke fast jeden Tag Zohreh Chamanara, was Ayrik seinem Freund erzählt hat.

mein Vater ist blind kann nicht, wenn wir normalerweise Sex haben, wenn mein Vater fragt, was wir miteinander machen, dann Zohreh Antwort, wir scherzen wir sind Freunde, aber mein Papa weiß nicht, dass ich normalerweise ficken mit meiner Stiefmutter.

Die ganze Geschichte kommt bald

آیریک آقایی چقوش به دختری به نام لنا گفت.

آیریک ، من معمولاً روزی 4 بار با مادرخوانده ام رابطه جنسی برقرار می کنم ، نامادری من زهره چمن آرا عاشق رابطه جنسی است.

من تقریباً هر روزبا  زهره چمن ارا سکس میکنم  آنچه آیریک به دوستش گفت

پدر من نابینا است و وقتی که ما معمولاً رابطه جنسی برقرار می کنیم وقتی پدرم می پرسد ما با یکدیگر چه کار می کنیم سپس زهره جواب می دهد ما با هم شوخی می کنیم که ما دوست هستیم ، اما پدر من نمی داند که من معمولاً با مادرخوانده ام سکس میکنم  هر روز ما سکس میکنیم این روابط در سال 20.16 آغاز شد زمانیکه در حمام بودیم زهره کیر من را کرد تو خودش خیلی حال داد 

همه داستان به زودی

fredag 21 maj 2021

آیریک آقای چقوش سال ۲۰۱۲ در باره رفت و آمد فردی بنام دانیال که در تصویری ما بدست آورده ایم همان اسد الله اسدی دیپلمات تروریست رژیم ایران بوده.

 











آیریک آقای چقوش سال ۲۰۱۲  در باره رفت و آمد فردی بنام دانیال که در تصویری ما بدست آورده ایم همان اسد الله اسدی دیپلمات تروریست رژیم ایران بوده.
آیریک مهوش سالی و عموی دانیل با هم کار می کنند ، پلیس آلمان احترام زیادی برای هر دو قائل است ،اداره جوانان همچنین به عمو دانیل و مهوش سالی گوش می دهد آنچه آنها می گویند اداره جوانان نیز احترام زیادی برای عمو دانیل و مهوش سالی قائل است.

söndag 9 maj 2021

داستان تجاوز افجعی مسئول بهزیستی شهر شهریار به فرزندان رستم آقای چقوش با رضایت پدرش بچه ها





 

داستان تجاوز افجعی مسئول بهزیستی شهر شهریار به فرزندان رستم آقای چقوش با رضایت پدرش بچه ها

افجعی کارمند  بهزیستی شهر شهریار کسی بوده که روابط نامشروع با دختران رستم آقای داشته است و حتی خبرهای به گوش میرسد  افجعی کسی بوده که  همیشه سعید آقایی چقوش برای تفریح به ساحل برده و  و افجعی فردی بچه باز و خانمباز است.

söndag 2 maj 2021

دادستان شهرام روانی معروف به شهرام آقای چقوش داستان به این شرح است روزی دامادها دور هم جمع میشوند شهرام اون روز تریاکش تموم میشود مهمانها در حال آماده شدن برای خوردن شام بودند شهرام با عصبانیت به خانه آمد سفر په هن شده بود و مهمانها منتظر میل کردن شام بودند یک دفعه شهرام سفر را بلند میکند و همه چیز به هم میریزد مهمانها بلند میشوند و خانه شهرام روانی و تریاکی معتاد را ترک میکنند .

 







دادستان شهرام روانی معروف به شهرام آقای چقوش  داستان به این شرح است روزی دامادها دور هم جمع میشوند شهرام اون روز تریاکش تموم میشود مهمانها در حال آماده شدن برای خوردن ناهار بودند شهرام با عصبانیت به خانه آمد سفر ی ناهار پهن شده بود و مهمانها منتظر میل کردن ناهار بودندو همه مشغول بگو و بخند بودند که   َشهرام آمد  او پرسید به چه میخندید شما؟ و یکی از مهانان گفت شهرام چرا عصبانی  هستید مگر کشتیات غرق شده؟ و  یک دفعه شهرام   سفر را بلند میکند و همه چیز به هم میریزد مهمانها بلند میشوند و خانه شهرام روانی و تریاکی معتاد را ترک میکنند . بر اساس گفته ی یکی از مهمانان تمامی لیوانهای شیشه ی شکستند و پر خونه شده بود از تکه شیشه  و قرمه سبزی و برنج ریخته بود روی فرشهای خونه و خانم شهرام روانی مجبور شده بود چند روزی دست به شتسشویی فرشهای خونه بزندو همان روز زن و کودک سه ساله اش را حسابی کتکاری کنند 

 

افشای نامه محرمانه میان دو مزدور رامین چمن آرا به خواهر اطلاعاتیش زهره چمن آرا

 







افشای نامه محرمانه میان دو مزدور رامین چمن آرا به خواهر اطلاعاتیش زهره چمن آرا 

با سلام من عزیز احمدی هستم مقیم تهران مدتی معلم سعید آقای چقوش بوده ام این آقا دارد دروغ میگوید گویا در مدرسه بوده اند ایشان در بهزیستی زیر نظر بهزیستی بودند از ۸ سالگی تا رسیدن به سن ۲۸ سالگی در نزد کودکان بی سرپرست و در جمع نابینایان در بهزیستی شهر شهریار بودند ایشان دارای مشکلات روانی بودند و پدر و مادرش از دستش خسته شده بودند که تحویل بهزیستی دادند. یادم هست آقای امیری بهش تجاوز کرده بود و بنده از دست امیری شکایت کردم که در نهایت من را از کارم اخراج کردند چون آقای امیری در سپاه بخصوص اطلاعات سپاه کار میکردند. اگر نیاز باشد من میتواند شماره پرونده تجاوز جنسی به سعید آقای چقوش توسط امیری در آن زمان کیفرخواست دادستانی برای آقای امیری میفرستم

 




با سلام من عزیز احمدی هستم مقیم تهران مدتی معلم سعید آقای چقوش  بوده ام این آقا دارد دروغ میگوید گویا در مدرسه بوده اند ایشان  در  بهزیستی زیر نظر بهزیستی بودند از ۸ سالگی تا رسیدن به سن ۲۸ سالگی در نزد کودکان بی سرپرست و در جمع نابینایان در بهزیستی شهر شهریار بودند  ایشان دارای مشکلات روانی بودند و پدر و مادرش از دستش خسته شده بودند که تحویل بهزیستی دادند. یادم هست آقای امیری بهش تجاوز کرده بود و بنده از دست امیری شکایت کردم که در نهایت من را  از کارم اخراج کردند چون آقای امیری در سپاه  بخصوص اطلاعات سپاه کار میکردند.

اگر نیاز باشد من میتواند شماره پرونده تجاوز جنسی به سعید آقای چقوش توسط امیری در آن زمان کیفرخواست دادستانی برای آقای امیری میفرستم