söndag 29 september 2019

زهره چمن آرا و مهوش سالی چگنی کوسم توپوله ۱۸ سالمه







 زهره چمن آرا و مهوش سالی چگنی کوسم توپوله ۱۸ سالمه
من اسمم عمران است اهل بابلکنار هستم صدها و هزارها بار این زهره بی همه چیز را گائیده ام از کوس و کون
من هم اسمم علی شاه کرمی است اهل خرم آباد نزدیک به 300 بار مهوش سالی چگنی گائیده ام از کوس و کون و دهان هشت بار تو کونت ننه خلخال! سر کس کلک بازی کون رو نده بر باد جای اینکه بخوای بدی بالا لنگ من بیا کسم رو بخور تا نصفه شب اگه دوست نداری من رو به تخم بابام دارم میدم بابا ... لخته لاپام کسم باد میکنه و لنگام باز اگه بهت ندم من چون کیرت اشکال داشت انگار باز گذاشتم زندان بان دم کس من باز به تو اخطار داد که تو نزدیک نشی دست نزنی به من آخه سیرابی، عقده ای، کس کش خر اگه داری و میتونی پس بکن توش چونکه من مالیدم و کسم تپل بود آره اصل حشرم من از نسل هولم! خطرناکم نیا سمت بدنم ________عفت_______ حالا مسته و کس خل و حیرونه کیر در لنگ عمه ی داغونت میگی دوستم داری پس کیر خر تو فرق سرت، توی کس کش پدر یادت میاد میگفتی دوستت دارم دستام رو توی دستات میگذارم ای کس ننت کیر تو قبرت برج میلاد توی کون جدت پسره ی احمق عنتر ان دماغ از مادر نزاییده در جهان بخواد من رو دور بزنه و مفتی بکنه اونکه جنده ست مفت میده آبجی توئه شنیدم مادرت تو اوین گیره چونکه دزدی کرده ننت دزد کیره بیا پارتیت بشم میخوای درش بیاری؟ واست دیلدو میخرم بری درش بگذاری


این پرستوی اطلاعاتی مقیم شهر کلن است که از راه کلاپ هاوس اطلاعاتی مربوط به مخالفین را به ماموران وزارت اطلاعات میدهد و برای نمونه ویب سایتهای مخالفین عکس میگیرد و برای ماموران وزارت اطلاعات میفرستند از راه همدستانش و مزدوران دیگر رژیم در آلمان آدرس مخالفین و مدیر وب سایتهای  مخالفین را پیدا میکند و سپسبه ماموران وزارت اطلاعات میدهد . بر اساس یک اطلاعات بدست آمده  این مامور با ماموران دیگر رژیم دست به سرقت نامه های شخصی مخالفین زده و سپس این اطلاعات شخصی را به ایران ارسال میکند از راه های مختلف مثل واتس آپ ایمو تلگرام و اینستاگرام فیسبوک  و کلاپ هاوس

söndag 22 september 2019

سلام من اسمم من شورش میباشد همان کسی که از پاترا این کورنابینا همراه فرزندش و خانمش به ایتالیا روانه نمودم.





سلام من اسمم    شورش میباشد همان کسی که از پاترا این کورنابینا همراه فرزندش و خانمش به ایتالیا روانه نمودم.
خلاصه این مردی روانی دروغگو بی وجدان میباشد چندباری به خانمش که اسمش زهرا بود گفتم زهرا خانم بگذار این کور را بکشم راحت خودت را روانه ای اروپا میکنم خیلی التماس نمود و خلاصه با التماس خانمش ما از کشتن این کور منصرف شدیم لان با خبر شده ایم به مردم گفته با هواپیما مستقیم از تهران به برلین آمده اند دروغگوی و بی وجدانی تا این حد من عکس درام فیلم دارم 
اسم کامل این مرد نابینا به شرح ذیل است.

سعید آقایی چقوش متولد١٢ اسفند  ١٣٥٥،وباشمارە ی شناسنامە ١٩٩٤٩صادره از تهران میباشد  مردی غورغور کن و حرفهای گنده گنده میزد اما اگر زنش دستش نمیگرفت سگ سرپا میخوردش.

سلام من اسمم رضا معروف به رضا شمالی قاچاقچی در کشور یونان هستم.





سلام من اسمم   رضا معروف به رضا شمالی قاچاقچی در کشور یونان هستم.
روزی گرم بود سال ۲۰۰۷ بود مهرداد به من خبر دادند که زن و مردی نابینا همراه یک کودک میتوانم روانه ی ایتالیا کنم. من هم رفتم جایکه سعید آقایی چقوش و همسرش آنجا نگهداری میشدند در زیر زمینی در شهر آتن . من رفتم به خانمش گفتم نانخور میخواهید به برید برای اروپا بگذار اینجا کارش تموم کنم این کور خوراک ماهیش کنم بکمش خلاصه خانمش دست به گریه زد و گفت ترا بخ خدا نکشیدش  این هرچی که باشد پدر فرزندم میباشد گناه دارد این پسره بی پدر نکنید.  خلاصه پول ازشان گرفتم و بردمشان برای پاترا اونجا دیدم خیلی غورغور میکند ولشان کردم و برگشتم جای اصلی خودم.بعد از عکسبرداری ولشان کردم 
اسم کامل این مرد نابینا به شرح ذیل است.

سعید آقایی چقوش متولد١٢ اسفند  ١٣٥٥،وباشمارە ی شناسنامە ١٩٩٤٩صادره از تهران میباشد  مردی غورغور کن و حرفهای گنده گنده میزد اما اگر زنش دستش نمیگرفت سگ سرپا میخوردش.

سلام من اسمم مهرداد است که در اوائل سال ۲۰۰۷ این مرد نابینا با اسم سعید آقای چقوش همراه با خانمش و یک پسر کوچک از ترکیه به یونان روانه کردم.





سلام من اسمم  مهرداد است که در اوائل سال ۲۰۰۷ این مرد نابینا با اسم سعید آقای چقوش همراه با خانمش و یک پسر کوچک از ترکیه به یونان روانه کردم.
هنگامیکه وارد یونان شدیم در شهر آتن این کور زد دست خانمش را شکست و من به مافیایی آلبانی خبردادم که تا به بریم تکه تکه اش کنیم و آمدیم به بریمش خانمش اینقدر التماس نمود و گفتند اشکال ندارد که دست من را شکسته است هر چی باشد این مردی نابینا میباشد گناه دارد و پدر فرزندم میباشد ترا به خدا به بخشیدش و ما به درخواست خانمش بخشیدیمش و جان سالم به در برد. 
مدتی پیش ما بودند بعدش تحویل رضا شمالی  دادمشون که رضا شمالی  کارش پراندن مردم به سویی ایتالیا بود. در این رابطه عکس و  فیلم پیش ما میباشد هر کسی از ما از را ایمیل بنده از ما بخواهد ما تمامی فیلمهای از روزی که از استانبول به طرف یونان همراه چند خانواده ای دیگر عراقی روانه نموده ایم قدم به قدم فیلمبرداری شده اند. من یکبار بردمش بیرون داشت زنش را میزد کتکاریش کردم به خانمش گفتم امشب میکشمش این کوررا خیلی التماس نمودند خلاصه بخشیدمش
اسم کامل این مرد نابینا به شرح ذیل است.

سعید آقایی چقوش متولد١٢ اسفند  ١٣٥٥،وباشمارە ی شناسنامە ١٩٩٤٩صادره از تهران میباشد  مردی غورغور کن و حرفهای گنده گنده میزد اما اگر زنش دستش نمیگرفت سگ سرپا میخوردش.

سلام من اسمم ابو عدنان عراقی هستم مدت زیادی در ایران بودم بعد از اینکه دیگر تصمیم گرفتم به ترکیه بروم و در اتسانبول با چند قاچاقاچی آشنا شدم که دیدم که پول خوبی توش هست دست به کار قاچاقچیگری نمودم .



سلام من اسمم ابو عدنان عراقی هستم مدت زیادی در ایران بودم بعد از اینکه دیگر تصمیم گرفتم به ترکیه بروم و در اتسانبول با چند قاچاقاچی آشنا شدم که دیدم که پول خوبی توش هست دست به کار قاچاقچیگری نمودم .
در شهر استانبول سکونت کردم و شبی در سال 2006 بود یعنی اواخر 2006 بود یک زن ایرانی در ترکیه بغل این و اون بودند و برای نمایندگیهای  جمهوری اسلامی علیه مخالفین جاسوسی میکردند . که اسم آن خانم افسانه محمدی بودند که شبی یک زن با یک مرد کور به من معرفی نمودند که قرار بر این بود که من پاسپورت جعلی برای این سه نفر یعنی یک کودک و دوانسان بزرگ درست کنم پولی به من دادند اون شب افسانه خانم گفتند چون مشتری براتون آورده ام باید مهمان شما باشم و مهمان من شدند .
اسم  این مرد فکر کنم سعید آقایی چقوش بود و فرزندشان آیریک و خانمش زهرا بود که در اتسانبول پیش بنده آمدند و من هم تلاش خودم را کردم تا بتوانم این سه نفر را روانه ای یونان کنم.
اما متاسفانه لورفته بودیم از این کار منصرف شدیم. و این کار را برای روانه کردن به یونان سپاردم به مهرداد عزیز همکارمان
اسم کامل این  مرد نابینا به شرح ذیل است.
سعید آقایی چقوش متولد١٢ اسفند  ١٣٥٥،وباشمارە ی شناسنامە ١٩٩٤٩صادره از تهران میباشد  مردی غورغور کن و حرفهای گنده گنده میزد اما اگر زنش دستش نمیگرفت سگ سرپا میخوردش.
همین دیوانه رفته بود به افسانه محمدی گفته بود ابوعدنان باید پولمان پس بدهد بهش گفتم میگشمت خانمش التماس نمود بخشیدمش
در صورت نیاز فیلم و تصویر در دست ما میباشد 

یک . دو آخوند ار نسل گوه



این لینک زا نگاه کنید این مزدوران سپاه را بشناسید
لینک دوم از دست ندین



مهوش سالی چگنی یکی از بازجویان زندن زنان شهر خرم آباد بوده است بر اساس اطلاعات بدست آمده مهوش سالی چگنی همراه چند نفر دیگر بازجو بوده اند و زنان زندانی را مورد شکنجه قرار داده اند مهوش سالی چگنی عضو باند آتوسا رحمتی میباشد

















مزدوران خامنه ای